فصل سيزدهم‌


عصر كلسوس‌
(نيمهٴ اول سدهٴ اول‌)

الف‌. نظري به علم در نيمهٴ اول سدهٴ اول‌. ب‌. زمينهٴ ديني‌. ج‌. نجوم رومي و هلنيستي‌. د. كيمياگري هلنيستي‌. ه. جغرافياي رومي‌. و. طب رومي و هلنيستي‌. ز. تاريخ‌نويسي رومي‌.

الف‌. نظري به علم در نيمهٴ اول سدهٴ اول‌

1. نيمهٴ اول سدهٴ اول حتي از عصر پيشين نيز فقيرتر بود. فعاليت علمي به كم‌ترين حد خود رسيد. اين دوره عصر تعليق بود. تنها شخصيت بزرگ‌، نه بسيار بزرگ‌، كلسوس طبيب بود.

2. زمينهٴ ديني‌. با اين حال‌، اين عصر براي بخش بزرگي از جهان متمدن اهميت منحصر به‌ فردي داشت -- عصر مسيح‌. تفصيل اين مطلب لازم به نظر نمي‌رسد.
در حالي كه دين تازه‌اي گام در عرصهٴ وجود مي‌نهاد، فيلسوفي اسكندراني موسوم به فيلون‌ يهودي كوشش عظيمي به كار مي‌برد تا حكمت سنتي قوم خود را با فلسفهٴ يوناني سازش دهد. فيلون شخصيتي جالب است‌. او پيش‌آهنگ تعداد كثيري از فيلسوفان و متكلمان يهودي‌، مسيحي و مسلمان است كه مي‌كوشند تا ايمان مذهبي خود را با معرفت علمي سازش دهند.

3. نجوم رومي و هلنيستي‌. مانيليوس فيلسوف رواقي كه در آغاز قرن مي‌زيست تنها منجم‌ قابل ذكر است و او نه يك منجم واقعي‌، بلكه بيشتر اخترگو بود، با اين حال روح علمي داشت‌. چرخهٴ اسامي جانوران دوازده‌گانه‌اي كه در آسياي مركزي و شرقي براي ناميدن دوازده سال‌ متوالي (يا ماه‌ها، روزها و دو ساعت‌ها) به كار مي‌رفت‌، احتمالاً در سدهٴ اول در مصر پديدار شد.

4. كيمياگري هلنيستي‌. امكان دارد كه كيمياگري اسكندراني مربوط به همان ايام باشد، حتي‌ ممكن است قديم‌تر باشد، يا اينكه در سدهٴ بعدي رشد كرده باشد. قديم‌ترين نويسنده دربارهٴ كيميا احتمالاً دموكريتوس (دموكريتوس دروغين‌) بوده ولي زمان او را به سختي مي‌توان مشخص كرد.